مشکلات جوانان
چگونه به دوستان نزدیک بگوییم «نه»؟
برخی اوقات برای شما پیش آمده که در مقابل خواسته دیگران، برخلاف میل باطی جواب مثبت داده و درخواست او را قبول کرده اید.
ممکن است جواب منفی دادن سخت به نظر برسد ولی ما چند راه مفید را برای رهایی شما از این موقیعت خاطر نشان می کنیم. سعی کنید قدرت «نه» گفتن را در خود تقویت نمایید البته طوری که باعث کدورت نشود .
پند سقراط
زمانی که شایعه ای را می شنوید و قصد انتقال آن به دیگری را دارید بحث کوتاه فلسفی زیر را در ذهن خود مرور کنید:
در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود.
روزی فیلسوفی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط میدانی درباره ی یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟
سقراط پاسخ داد: لحظه ای صبر کن! پیش از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم آزمون کوچکی را که نامش " سه پرسش " است پاسخ دهی.
چگونه خود سازی کنم؟
من جوانی ساله هستم که سال ها سعی نمودم به خودسازی بپردازم؛ اما همواره درجا زده ام و شاید راه را اشتباه می روم،
اگر کمی بالا رفتم، غرور کاذب موجب زمین خوردن شدیدم شد و گاهی هم بی همتی در ادامه راه، مرا متوقف کرد و پس از مدتی احساس می کنم باید دوباره شروع کنم. حال به چند سؤال من پاسخ دهید: 1. خودسازی را تعریف کنید. 2. راه ها و مراحل آن برای جوانی مثل من که از خودش ناامید است، چیست؟ 3. چگونه باید بین خودسازی و زندگی روزمره، نوعی تعامل برقرار کرد؟ 4. چه کنیم که به قول شما وقتی به گذشته نگاه می کنیم، جامی خالی نبینیم (دردی که من دقیقاً به آن مبتلا هستم)؟
تعریف خودسازى
خودسازى، اتخاذ روشی برنامه ریزی شده، دقیق و برگرفته از آموزه های توحیدی اسلام، برای مهاجرت از طبیعت و تعدیل هویت بشرى، در جهت احیا و پرورش هویت انسانی و الهی انسان، در عرصة حیات عقلانی و عرفانی و در راستای تحقق جامعیت مظهری انسان نسبت به خدای تعالی و تقرب به اوست.
بنا بر تعریف ارائه شده، خودسازى، تنها منحصر به ترک گناه و انجام تکالیف شرعی یا تهذیب نفس از اسارت ها و عادت ها و کسب آزادی یا مبارزه با رذایل اخلاقی و کسب فضایل یا انجام عبادت نیست و شامل برنامة جامعی برای تحقق تمامی این عرصه ها, رفع نقایص گوناگون و تکمیل نفس آدمی می شود.
جوان و مسئوليتپذيرى
هر كسى را وظيفه و عملى است 
رشتهاى پود و رشتهاى تار است
وقت پرواز بال و پر بايد
كه نه اين كار چنگ و منقار است
روزها و لحظههاى جوانى لبريز از زيبايى، هيجان، نشاط، احساسات و لذتهاى متنوع از تفريح و شادى، شيكپوشى و آراستگى، ميهمانىهاى پر خاطره و مسافرتهاى شيرين و لذتبخش است .
در بيشتر جوانان، احساسات مبناى اراده كارها قرار مىگيرد و تنها لذت و خوشى هر روز نخستين هدف مىشود، بىآنكه به فردا و فرداهاى زندگى توجه شود و يا كارى براى روز نياز و احتياج انجام شود. از اينرو «راحتى»، «تنوعطلبى»، «سنّتشكنى» و «بىتوجهى به هنجارهاى خانواده و جامعه» به دور از «بكن و نكن» و «بايد و نبايد» مطلوب و محبوب نسل جوان است. جوانان روى خوش نسبت به «تكليف»، «وظيفه» يا «مسئوليت» در زندگى نشان نمىدهند و از هر گونه گفتار و رفتار يا بينش و روش محدودكنندهاى گريزان هستند
کاش می دانستی نباید کسی را بیازاری....
درویش خرقه ای هزار میخ پوشیده بود.
ذکر می گفت و می رفت و فکر می کرد آسمان چه نزدیک است و خدا، توی مشتش.
فکر می کرد فرشته ها بال پهن کرده اند و او رویشان راه می رود.
فکر می کرد که چقدر فرق دارد با این، با آن، با همه کس.


















